اندراحوالات - شماره‌ی یکم

بار‌ها پیش اومده سر موضوعات مختلف، نتیجه‌گیری و نظر متفاوت داشتم و روش تاکید می‌کردم علیرغم این که طرف مقابل نه حرف من و نه من رو جدی می‌گرفت و نه اساساً چیزی براش مسجل شده بود. گاهی هم اگر لطفی می‌کردن مسخره می‌شدم یا برچسب‌های مختلف می‌خوردم.

ماجراهایی زمان‌مند تا واقعیتشون لو بره. نتایجی از جنس وهو خيرٌ لكم. پیش‌بینی مبتنی بر شواهد که گویا اونقدری که من فکر می‌کردم عیان نیستن.

این که فلان وسیله رو برای خونه بگیریم بدرد می‌خوره. این که فلان کار رو بکنیم بهتره چون در آینده‌ی نزدیک این کاری که الآن می‌کنیم جواب نمیده. این که فلانی آدم درستیه یا نیست.

و آخرش زمانی طولانی برد تا به نتایج یک‌سان برسن. گاهی اینقدر طولانی که پاک فراموش شد که این رو من پیش‌تر ها گفته بودم و کسی اعتنایی نکرد. گاهی اینقدر این نتیجه بدیهی بود که با یادآوری حرف من پوزخند نصیبم کردن. انگار فراموش کردن که اونی که واقعیت از دستش ‌می‌سرید و در می‌رفت اون‌ها بودن نه من. و گاهی اینقدر دیر میشد که از من به‌خاطر نگفتنش سلب اعتبار می‌کردن.

این‌ها رو نگفتم چون مایه‌ی دل‌گرمی و مباهاته. که من پیغمبرزاده‌ام. برعکس. این‌ها تماماً باعث خشم و سرخوردگیه. گفتم که بگم که هربار خودشون یا خاطراتشون سر می‌زنن عایده‌ش چیزی جز شک نبود. شکی به خودم که اینطور جوونه میزنه و ریشه می‌کنه که دهنم رو می‌بنده. طوری که به‌وقت نظر، برای من سکوت تا بناگوش لبریز از شک و شرمندگی به هر تعریف و تمجیدی ارجحیت داره.

#اندراحوالات

یک نکته: تصمیم گرفتم به این جور نوشته‌ها بگم اندراحوالات. نوشته‌هایی که مثل باقی پست‌های بلاگ اول توی کانال آگورا می‌نویسمشون. این پست‌ها نه خلاصه دارن و نه عنوان خاصی. حتی اولین باری نیست که این‌ها رو می‌نویسم ولی خب چون این اولین باریه که این هشتگ رو براشون توی کانال استفاده کردم، تصمیم گرفتم از این پست رو شماره‌ی یک در نظر بگیرم و از این به بعد عنوان همه‌شون رو بذارم اندراحوالات - شماره‌ی فلانم. همین. ارادت.

💬 Got any thoughts on this post?

I'd love to hear from you! Send me your feedback or comments via email.

reply by email