محدودیت، خلاقیت و اخلاق!
حسام آرماندهی یه پست تو لینکدین گذاشت که دیدین محدودیت خلاقیت میاره؟ بعد از اون طرف هم دیجیاتو یه پست ترجمه رفته از پاول دروف که توش گفته آره سیستم آموزشی چین خیلی بهتر از غربه چون فضا رو به شدت رقابتی کردن و اینطوری کلی نخبهی ریاضی در اومد و خلاصه همه اینها هم به بهونهی این ماجرای دیپ سیکه. اینا رو میبینم، باز از اون طرف یاد مصاحبهی سهیل مقدم میفتم با طبقهی ۱۶ که بیشتر حرصی بشم. میگفت من مشکلی با حضور ادم بیاخلاق توی تیمم ندارم. آدمی که هم تیمی هاشو آدم حساب نکنه و تو رفتار، تنه به تنهی گوساله بزنه به نظر جناب مقدم قابل پذیرشه.
از این که میبینم یکی میاد اخلاق و شعور رو در مقابل سواد قرار میده سر درد میشم. چرا باید این دو درمقابل هم قرار بگیرند؟ سردرد میشم وقتی یکی فکر میکنه که ساخت فضایی برای بیاخلاقی و به آتیش کشیدن زندگی اکثریتی ارزش نخبهپرستی رو داره. در حالی که در پی این کشت و کشتار که اسمشو میذارن رقابت، آدمهای زیادی چنان سرخورده شدند که منجر شده به ناکارآمدی تعداد زیادی استعداد که هیچوقت فرصت بروز نداشتند. یا تفکر پوسیدهای که فکر میکنه که آدمها باید کتک بخورند تا شکوفا بشند!!! آدم ها رو باید سختی داد که خلاق بشند!!!
خیلی جالبه که ما همهی این ها رو تو ایران به اعلی درجه داریم، و بعد از این همه قرن، ما بجز خاک تو سر شدن و عقبموندگی دقیقا چه شکوفایی داشتیم؟! هرکسی که میتونست یه گوشهی کار رو بگیره یا گذاشته و رفته و حالشو داره به یک جای دیگه میده، یا اونهایی که موندن، نهایتا میتونند دور خودشون رو تمیز نگه دارن. چرا ما پس دیپسیک ها نمیتونیم بسازیم؟! چرا ما هنوز خرسوار موندیم؟! با تعریف آقایون که ما باید در بالاترین سطوح علمی اقتصادی باشیم! فکر نمیکنید که شاید مهم تر از این مزخرفات زرد و مکتبخونهای، وجود یک سیستم تکامل یافتهس که امریکا رو میکنه آمریکا؟ یا چین دن شیائوپینگ رو در نهایت میکنه کابوس آمریکا؟
کاش حوصله میکردم یه چند هزارتا کارکتی حروم این حرفا میکردم حداقل دلم خنک بشه. اینجا اینو میذارم باشه که بهونه بشه که هر وقت سر حوصله اومدم بیام سروقتش.
I'd love to hear from you! Send me your feedback or comments via email.
reply by email